آزمایش والپروات سدیم | سدیم والپروات | Valproate Na | Valproic Acid | والپروئیک اسید

دکتر فرزاد باباخانی
آخرین بروزرسانی
15 آبان 1402
آخرین بروزرسانی
15 آبان 1402
آزمایش والپروات سدیم | سدیم والپروات | Valproate Na | Valproic Acid | والپروئیک اسید

والپروات سدیم (Valproate Na)، دارویی است که عمدتا در درمان صرع و اختلال دوقطبی استفاده می شود. این دارو یک شکل نمکی از اسید والپروئیک است. والپروات سدیم برای کنترل تشنج در صرع، از جمله تشنج های جزئی پیچیده، تشنج های غیبت و تشنج های تونیک-کلونیک ژنرالیزه استفاده می شود. همچنین در مدیریت اختلال دوقطبی برای تثبیت خلق و خوی استفاده می شود.

هدف اصلی این آزمایش اطمینان از این است که غلظت والپروات در خون در محدوده درمانی قرار دارد. این به پزشکان معالج کمک می کند تا تعیین کنند که آیا دوز تجویز شده والپروات سدیم برای فرد موثر و ایمن است یا خیر.

چرا آزمایش والپروات سدیم (Valproate Na) درخواست می شود؟

آزمایش والپروات سدیم (Valproate Na) برای چندین هدف مهم در زمینه پزشکی درخواست می شود، که عمدتاً مربوط به بیمارانی است که والپروات سدیم را به عنوان دارو مصرف می کنند. در اینجا دلایل اصلی درخواست این آزمون آورده شده است:

  • پایش درمانی: هدف اولیه آزمایش والپروات سدیم، نظارت بر سطوح والپروات در جریان خون افرادی است که والپروات سدیم را به عنوان دارو مصرف می کنند. این به پزشکان معالج کمک می کند تا اطمینان حاصل کنند که دارو در محدوده درمانی قرار دارد، به این معنی که غلظت آن برای کنترل تشنج در صرع یا تثبیت خلق و خو در اختلال دوقطبی موثر است.
  • بهینه سازی درمان: با اندازه گیری سطح والپروات، متخصصان مراقبت های بهداشتی می توانند ارزیابی کنند که آیا دوز تجویز شده والپروات سدیم اثرات درمانی مورد نظر را ارائه می دهد یا خیر. اگر سطوح پایین تر از محدوده درمانی باشد، ممکن است نشان دهنده این باشد که دوز بسیار کم است و نیاز به تنظیم دارد. از سوی دیگر، اگر سطوح بیش از حد بالا باشد، می تواند منجر به افزایش خطر عوارض جانبی شود.
  • پیشگیری از سمیت: والپروات سدیم پتانسیل عوارض جانبی از جمله سمیت کبدی را دارد. نظارت بر سطوح به جلوگیری از سمیت والپروات کمک می کند، زیرا سطوح بیش از حد بالا می تواند مضر باشد. این امر به ویژه برای ایمنی بیمار مهم است.
  • مدیریت تداخلات دارویی: والپروات سدیم می تواند با سایر داروها تداخل داشته باشد و بر متابولیسم و غلظت آن در جریان خون تأثیر بگذارد. نظارت بر سطوح والپروات می تواند به مدیریت تداخلات دارویی بالقوه و اطمینان از موثر ماندن دارو کمک کند.

توجه به این نکته ضروری است که گستره درمانی خاص و دستورالعمل‌های نظارت می‌تواند از بیمار به بیمار دیگر متفاوت باشد و معمولاً توسط پزشک تجویزکننده تعیین می‌شود. نظارت منظم بر سطح والپروات از طریق این آزمایش برای اطمینان از ایمنی و اثربخشی درمان والپروات سدیم برای صرع و اختلال دوقطبی بسیار مهم است.

چه زمانی آزمایش والپروات سدیم (Valproate Na) بایستی انجام شود؟

آزمایش والپروات سدیم (Valproate Na) معمولاً در زمان‌های خاص و در پاسخ به موقعیت‌های خاص برای نظارت بر سطوح والپروات در جریان خون افرادی که از والپروات سدیم به عنوان دارو استفاده می‌کنند، انجام می‌شود. در اینجا چند سناریو رایج برای انجام این آزمایش آورده شده است:

  • پایش درمانی: این آزمایش به طور منظم به عنوان بخشی از نظارت درمانی والپروات سدیم انجام می شود. معمولاً درست قبل از دوز برنامه ریزی شده بعدی دارو (سطح پایین) برای ارزیابی کمترین غلظت در فاصله دوز انجام می شود. این کمک می کند تا اطمینان حاصل شود که والپروات در محدوده درمانی برای کنترل تشنج در صرع یا تثبیت خلق و خو در اختلال دوقطبی قرار دارد.
  • شروع درمان: هنگامی که بیمار والپروات سدیم را به عنوان یک درمان جدید شروع می کند، آزمایش پایه والپروات سدیم اغلب برای تعیین سطوح اولیه والپروات انجام می شود. این یک نقطه شروع برای ارائه دهنده مراقبت های بهداشتی جهت تنظیم دوز در صورت نیاز فراهم می کند.
  • تعدیل دوز: هر زمان که نیاز به تنظیم دوز والپروات سدیم باشد، مانند زمانی که پاسخ بیمار به دارو تغییر می کند یا زمانی که عوارض جانبی رخ می دهد، آزمایش ممکن است برای ارزیابی تأثیر تنظیم دوز تکرار شود. .
  • شک به سمیت دارو: اگر علائم یا نشانه هایی از سمیت والپروات وجود داشته باشد، ممکن است آزمایش والپروات سدیم درخواست شود. علائم سمیت والپروات می تواند شامل تهوع، استفراغ، ضعف غیر قابل توضیح، زردی (زردی پوست و چشم ها)، گیجی، و کبودی یا خونریزی غیر معمول باشد. در صورت بروز این علائم، مراقبت فوری پزشکی ضروری است.
  • تغییرات دارو: هنگامی که داروهای دیگری به رژیم درمانی بیمار اضافه یا حذف می شوند، به ویژه آنهایی که می توانند با والپروات سدیم تداخل داشته باشند، آزمایش ممکن است برای اطمینان از مناسب ماندن سطح والپروات انجام شود.
  • برنامه ریزی بارداری: برای زنان در سنین باروری که والپروات سدیم مصرف می کنند، نظارت بر سطح والپروات مهم است، به خصوص اگر قصد باردار شدن دارند. حفظ سطح والپروات در محدوده درمانی برای کنترل تشنج و در عین حال به حداقل رساندن خطر نقایص مادرزادی بسیار مهم است.
  • عدم پایبندی: اگر این ظن وجود داشته باشد که بیمار داروهای والپروات سدیم خود را طبق تجویز مصرف نمی کند، ممکن است از آزمایش برای ارزیابی انطباق استفاده شود. سطوح پایین به طور مداوم می تواند نشان دهنده عدم پایبندی باشد.

توجه به این نکته مهم است که زمان و دفعات خاص آزمایش‌های والپروات سدیم می‌تواند بر اساس وضعیت هر بیمار و صلاحدید ارائه‌دهنده مراقبت‌های بهداشتی متفاوت باشد. نظارت منظم برای اطمینان از موثر، ایمن و قابل تحمل بودن دارو بسیار مهم است.

نمونه مورد نیاز برای آزمایش والپروات سدیم (Valproate Na):

  • ظرف/لوله: لوله با درب قرمز یا زرد (بدون ژل جداکننده) / لوله با درب سبز حاوی هپارین / لوله با درب بنفش حاوی EDTA
  • نوع نمونه: سرم / پلاسما
  • حجم نمونه: یک میلی لیتر
  • ترجیحا از لوله دارای ژل جداکننده استفاده نکنید. استفاده از لوله های دارای ژل جداکننده به دلیل جذب آهسته دارو توسط ژل توصیه نمی شود.
لوله های مورد نیاز برای آزمایش ویتامین K

لوله های مورد نیاز برای آزمایش والپروات سدیم (Valproate Na)

شرایط نگهداری دمایی برای آزمایش والپروات سدیم (Valproate Na)

روش های مختلف جمع آوری نمونه های آزمایشگاه

روش های مختلف جمع آوری نمونه های آزمایشگاه

لوله های آزمایش و ضد انعقادها (Test tubes and Anticoagulants)

لوله های آزمایش و ضد انعقادها (Test tubes and Anticoagulants)

ذخیره سازی نمونه های آزمایشگاهی

ذخیره سازی نمونه های آزمایشگاهی

آمادگی بیمار قبل از انجام آزمایش والپروات سدیم (Valproate Na):

  • به آمادگی خاصی نیازی ندارد

 روش های مختلف اندازه گیری والپروات سدیم (Valproate Na):

روش کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا (HPLC):

HPLC یک تکنیک تحلیلی پرکاربرد برای اندازه گیری غلظت والپروات سدیم (Valproate Na) در سرم یا پلاسمای بیمار است. در اینجا شرح مفصلی از روش HPLC برای اندازه گیری والپروات سدیم آورده شده است:

  • آماده سازی نمونه: از بیمار در یک لوله ضد انعقاد مناسب یا لوله جداکننده سرم نمونه خون گرفته می شود. معمولاً برای این تجزیه و تحلیل از سرم استفاده می شود. ممکن است برای حذف پروتئین های مزاحم، نمونه نیاز به پروتئین زدایی داشته باشد. این را می توان با افزودن یک حلال آلی مانند استونیتریل یا متانول برای رسوب دادن پروتئین ها انجام داد. سپس مایع رویی حاوی دارو برای تجزیه و تحلیل جمع آوری می شود.
  • استانداردهای کالیبراسیون و کنترل کیفیت: استانداردهای کالیبراسیون غلظت های شناخته شده والپروات سدیم تهیه شده است. این استانداردها برای ایجاد منحنی کالیبراسیون برای کمی سازی استفاده خواهند شد. نمونه های کنترل کیفیت در غلظت های مختلف نیز برای اطمینان از صحت و دقت آنالیز تهیه می شود.
  • دستگاه HPLC: یک سیستم HPLC از اجزای متعددی شامل پمپ، انژکتور، ستون، آشکارساز و سیستم ثبت اطلاعات تشکیل شده است. معمولاً برای این تحلیل از یک ستون فاز معکوس، اغلب C18 استفاده می شود. این ترکیبات را بر اساس خواص آبگریز آنها جدا می کند.
  • فاز متحرک: یک فاز متحرک مناسب، اغلب مخلوطی از آب و یک حلال آلی مانند استونیتریل یا متانول تهیه می شود. فاز متحرک باید گاز زدایی شود تا هر گونه گاز محلول که می تواند در تجزیه و تحلیل اختلال ایجاد کند حذف شود.
  • جداسازی کروماتوگرافی: نمونه یا استاندارد تهیه شده با استفاده از نمونه گیری خودکار یا تزریق دستی به ستون HPLC تزریق می شود. آنالیت ها، از جمله والپروات سدیم، هنگام عبور از ستون بر اساس تمایل آنها به فاز ساکن (C18) و فاز متحرک، جدا می شوند.
  •  تشخیص: تشخیص والپروات سدیم به طور معمول توسط یک آشکارساز UV (فرابنفش) یا یک آشکارساز فلورسانس انجام می شود. مولکول های والپروات نور ماوراء بنفش را جذب می کنند یا در طول موج های خاصی فلورسانس می کنند که امکان تعیین کمیت آنها را فراهم می کند.
  • تحلیل داده ها: خروجی از آشکارساز توسط نرم افزار کامپیوتری ثبت و تجزیه و تحلیل می شود. نرم افزار یک کروماتوگرام تولید می کند که نموداری است که جداسازی ترکیبات مختلف را در طول زمان نشان می دهد. مساحت زیر پیک والپروات سدیم در کروماتوگرام با غلظت والپروات در نمونه نسبت مستقیم دارد.
  • منحنی کالیبراسیون: استانداردهای کالیبراسیون غلظت های شناخته شده برای ایجاد منحنی کالیبراسیون استفاده می شود. مساحت زیر پیک برای هر استاندارد در برابر غلظت آن رسم می شود تا یک رابطه خطی ایجاد شود. این منحنی برای تعیین کمیت غلظت والپروات سدیم در نمونه های بیمار استفاده می شود.
  • کمی سازی: غلظت والپروات سدیم در نمونه بیمار با مقایسه ناحیه زیر پیک در کروماتوگرام بیمار با منحنی کالیبراسیون تعیین می شود. نتیجه معمولاً بر حسب واحدهایی مانند میکروگرم در میلی لیتر (μg/mL) یا میلی گرم در لیتر (mg/L) گزارش می شود.
اندازه گیری والپروات سدیم (Valproate Na) به روش HPLC

اندازه گیری والپروات سدیم (Valproate Na) به روش HPLC

روش HPLC برای اندازه گیری والپروات سدیم بسیار دقیق، اختصاصی و به طور گسترده برای نظارت بر داروهای درمانی پذیرفته شده است تا اطمینان حاصل شود که دارو در محدوده درمانی باقی می ماند و از سمیت جلوگیری می کند. برای آزمایشگاه‌های پزشکی ضروری است که از پروتکل‌های تعیین‌شده، اقدامات کنترل کیفیت و روش‌های اعتبارسنجی برای اطمینان از قابلیت اطمینان نتایج پیروی کنند.

روش کروماتوگرافی گازی (GC):

GC یک تکنیک تحلیلی است که برای اندازه گیری غلظت والپروات سدیم (Valproate Na) در خون یا سرم بیمار استفاده می شود. اگرچه GC رایج ترین روش برای آنالیز والپروات نیست، اما می توان از آن برای این منظور استفاده کرد. در اینجا شرح مفصلی از روش GC برای اندازه گیری والپروات سدیم آورده شده است:

  •  آماده سازی نمونه: نمونه خون از بیمار معمولاً با استفاده از یک لوله ضد انعقاد مناسب یا لوله جداکننده سرم جمع آوری می شود. معمولاً برای این تجزیه و تحلیل از سرم استفاده می شود. ممکن است برای حذف پروتئین های مزاحم، نمونه نیاز به پروتئین زدایی داشته باشد. این را می توان با افزودن یک حلال آلی مانند استونیتریل یا متانول برای رسوب دادن پروتئین ها انجام داد. مایع رویی حاوی دارو برای تجزیه و تحلیل جمع آوری می شود.
  • استانداردهای کالیبراسیون و کنترل کیفیت: استانداردهای کالیبراسیون غلظت های شناخته شده والپروات سدیم تهیه شده است. این استانداردها برای ایجاد منحنی کالیبراسیون برای کمی سازی استفاده می شوند. نمونه های کنترل کیفیت در غلظت های مختلف نیز برای اطمینان از صحت و دقت آنالیز تهیه می شود.
  • دستگاه GC: یک سیستم HPLC از اجزای متعددی شامل کروماتوگراف گازی، انژکتور، ستون، آشکارساز و سیستم ثبت اطلاعات تشکیل شده است.
    – ستون مورد استفاده برای آنالیز والپروات اغلب یک ستون مویرگی است که به طور خاص برای کروماتوگرافی گازی طراحی شده است.
  • فاز متحرک: در GC، فاز متحرک یک گاز حامل، به طور معمول هلیوم یا هیدروژن است. انتخاب گاز حامل به ابزار خاص GC و الزامات جداسازی بستگی دارد.
  • جداسازی کروماتوگرافی: نمونه یا استاندارد تهیه شده با استفاده از نمونه گیری خودکار یا تزریق دستی به ستون GC تزریق می شود. ستون GC ترکیبات را بر اساس فشار بخار و برهمکنش آنها با فاز ساکن جدا می کند.
  • آشکارساز: تشخیص والپروات سدیم معمولاً با استفاده از آشکارساز یونیزاسیون شعله (FID) یا طیف سنج جرمی (MS) انجام می شود. در FID، ترکیبات آلی در شعله هیدروژن سوزانده می شوند و یون های حاصل شناسایی و کمی سازی می شوند. در MS، مولکول های یونیزه شده والپروات بر اساس نسبت جرم به بار آن ها تجزیه و تحلیل می شوند.
  • تحلیل داده ها: خروجی از آشکارساز توسط نرم افزار کامپیوتری ثبت و تجزیه و تحلیل می شود. نرم افزار یک کروماتوگرام تولید می کند که نموداری است که جداسازی ترکیبات مختلف را در طول زمان نشان می دهد.
  • منحنی کالیبراسیون: استانداردهای کالیبراسیون غلظت های شناخته شده برای ایجاد منحنی کالیبراسیون استفاده می شود. مساحت زیر پیک برای هر استاندارد در برابر غلظت آن رسم می شود تا یک رابطه خطی ایجاد شود. این منحنی برای تعیین کمیت غلظت والپروات سدیم در نمونه های بیمار استفاده می شود.
  • کمی سازی: غلظت والپروات سدیم در نمونه بیمار با مقایسه ناحیه زیر پیک در کروماتوگرام بیمار با منحنی کالیبراسیون تعیین می شود. نتیجه معمولاً بر حسب واحدهایی مانند میکروگرم در میلی لیتر (μg/mL) یا میلی گرم در لیتر (mg/L) گزارش می شود.
روش کروماتوگرافی گازی (GC)

روش کروماتوگرافی گازی (GC)

در حالی که کروماتوگرافی گازی به اندازه کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا (HPLC) برای آنالیز والپروات رایج نیست، زمانی که ابزارهای GC برای این منظور در دسترس و تایید شده باشند، روش مناسبی است. نتایج دقیقی را به خصوص برای آنالیز والپروات سطح پایین ارائه می دهد. مانند هر روش تحلیلی، برای آزمایشگاه‌های پزشکی مهم است که از پروتکل‌های تعیین‌شده، اقدامات کنترل کیفیت و روش‌های اعتبارسنجی برای اطمینان از قابلیت اطمینان نتایج پیروی کنند.

روش ایمونواسی پلاریزه فلورسانس (FPIA):

FPIA یک روش ایمونواسی است که برای اندازه گیری غلظت والپروات سدیم (Valproate Na) در خون یا سرم بیمار استفاده می شود. هنگامی که والپروات به یک آنتی بادی خاص متصل می شود، به تغییرات در قطبش فلورسانس متکی است. در اینجا شرح مفصلی از روش FPIA برای اندازه گیری والپروات سدیم آورده شده است:

  • آماده سازی نمونه: نمونه خون از بیمار معمولاً با استفاده از یک لوله ضد انعقاد مناسب یا لوله جداکننده سرم جمع آوری می شود. معمولاً برای این تجزیه و تحلیل از سرم استفاده می شود. نمونه معمولاً برای جداسازی سرم از سایر اجزای خون پردازش می شود.
  • استانداردهای کالیبراسیون و کنترل: استانداردهای کالیبراسیون غلظت های شناخته شده والپروات سدیم تهیه شده است. این استانداردها برای ایجاد منحنی کالیبراسیون برای کمی سازی استفاده خواهند شد. نمونه های کنترل کیفیت در غلظت های مختلف نیز برای اطمینان از صحت و دقت آنالیز تهیه می شود.
  • معرف ها و اجزاء: FPIA بر استفاده از معرف‌ها، از جمله آنتی‌بادی‌های اختصاصی والپروات که با نشانگر فلورسنت برچسب‌گذاری شده‌اند، متکی است. آنتی بادی مورد استفاده در FPIA به طور خاص برای اتصال به مولکول های والپروات طراحی شده است.
  • پلاریزاسیون فلورسانس: قطبش فلورسانس اندازه گیری چرخش نور پلاریزه است. هنگامی که یک مولکول کوچک مانند والپروات به یک مولکول بزرگتر مانند آنتی بادی نشاندار شده با فلورسنت متصل می شود، چرخش مولکول بزرگتر را کاهش می دهد و منجر به افزایش پلاریزاسیون فلورسانس می شود.
  • روش ایمونواسی: نمونه بیمار و استانداردهای کالیبراسیون تهیه شده است. به این نمونه ها، آنتی بادی اختصاصی والپروات که با یک نشانگر فلورسنت نشاندار شده است اضافه می شود. واکنش اتصال انجام می شود و درجه پلاریزاسیون نشانگر فلورسنت اندازه گیری می شود.
  • اندازه گیری قطبش: قطبش نشانگر فلورسنت با استفاده از تجهیزات تخصصی مانند ابزار پلاریزاسیون فلورسانس اندازه گیری می شود. ابزار تغییرات در قطبش را تشخیص داده و مقدار را محاسبه می کند.
  • منحنی کالیبراسیون: استانداردهای کالیبراسیون غلظت های شناخته شده برای ایجاد منحنی کالیبراسیون استفاده می شود. تغییر در پلاریزاسیون مربوط به غلظت والپروات است. منحنی کالیبراسیون برای تعیین کمیت غلظت والپروات سدیم در نمونه های بیمار استفاده می شود.
  • کمی سازی: غلظت والپروات سدیم در نمونه بیمار با مقایسه تغییر قطبش (مقدار اندازه گیری) به منحنی کالیبراسیون تعیین می شود. نتیجه معمولاً بر حسب واحدهایی مانند میکروگرم در میلی لیتر (μg/mL) یا میلی گرم در لیتر (mg/L) گزارش می شود.
روش ایمونواسی پلاریزه فلورسانس (FPIA)

روش ایمونواسی پلاریزه فلورسانس (FPIA)

روش ایمونواسی قطبش فلورسانس (FPIA) یک روش خاص و دقیق برای اندازه گیری والپروات است. این مزیت سادگی و نتایج نسبتاً سریع را در مقایسه با سایر تکنیک های تحلیلی ارائه می دهد. برای آزمایشگاه های پزشکی مهم است که از پروتکل های تعیین شده و اقدامات کنترل کیفیت برای اطمینان از قابلیت اطمینان نتایج به دست آمده از طریق FPIA پیروی کنند.

روش ایمونوسوربنت مرتبط با آنزیم (ELISA):

ELISA یک روش ایمونولوژیکی است که برای اندازه گیری غلظت والپروات سدیم (Valproate Na) در پلاسما یا سرم بیمار استفاده می شود. ELISA بر استفاده از آنتی بادی هایی است که به طور خاص به والپروات متصل می شوند و تغییرات در واکنش های مرتبط با آنزیم را اندازه گیری می کند. در اینجا شرح مفصلی از روش الایزا برای اندازه گیری والپروات سدیم آورده شده است:

  •  آماده سازی نمونه: نمونه خون از بیمار معمولاً با استفاده از یک لوله ضد انعقاد مناسب یا لوله جداکننده سرم جمع آوری می شود. معمولاً برای این تجزیه و تحلیل از سرم استفاده می شود. نمونه معمولاً برای جداسازی سرم از سایر اجزای خون پردازش می شود.
  • استانداردهای کالیبراسیون و کنترل: استانداردهای کالیبراسیون غلظت های شناخته شده والپروات سدیم تهیه شده است. این استانداردها برای ایجاد منحنی کالیبراسیون برای کمی سازی استفاده خواهند شد. نمونه های کنترل کیفیت در غلظت های مختلف نیز برای اطمینان از صحت و دقت آنالیز تهیه می شود.
  • پوشش میکروپلیت: یک میکروپلیت 96 چاهکی با آنتی بادی های مخصوص والپروات پوشانده شده است. این آنتی بادی ها روی سطح چاهک های میکروپلیت بی حرکت می شوند.
  • اضافه کردن نمونه و استاندارد: نمونه بیمار، استانداردهای کالیبراسیون و نمونه های کنترل کیفیت به چاهک های میکروپلیت پوشش داده شده اضافه می شوند. والپروات در نمونه ها به آنتی بادی های بی حرکت روی سطح چاهک متصل می شود.
  • انکوباسیون: سپس میکروپلیت انکوبه می شود تا امکان اتصال والپروات به آنتی بادی های بی حرکت را فراهم کند. در طول این مرحله، مولکول های والپروات در نمونه ها به طور خاص به چاهک های پوشش داده شده با آنتی بادی متصل می شوند.
  • شستشو: پس از دوره انکوباسیون، میکروپلیت شسته می شود تا هرگونه مواد غیر متصل شده حذف شود و نویز پس زمینه کاهش یابد.
  •  آنتی بادی تشخیصی: یک آنتی بادی ثانویه مرتبط با یک آنزیم (معمولا پراکسیداز ترب کوهی یا آلکالین فسفاتاز) به هر چاهک اضافه می شود. این آنتی بادی ثانویه به طور خاص به مولکول های والپروات که توسط آنتی بادی های تثبیت شده جذب شده اند، متصل می شود.
  • انکوباسیون و شستشو: میکروپلیت دوباره انکوبه می شود تا امکان اتصال آنتی بادی ثانویه مرتبط با آنزیم فراهم شود. آنتی بادی ثانویه اضافی از طریق شستشو حذف می شود.
  • افزودن سوبسترا: به هر چاهک محلول سوبسترای حاوی سوبسترای بی رنگ مخصوص آنزیم اضافه می شود.
  • واکنش آنزیمی: اگر والپروات در نمونه بیمار وجود داشته باشد، آنتی بادی ثانویه مرتبط با آنزیم به آن متصل شده و تبدیل سوبسترای بی رنگ را به محصول رنگی کاتالیز می کند. شدت رنگ با غلظت والپروات در نمونه نسبت مستقیم دارد.
  • توقف واکنش: پس از یک دوره انکوباسیون مناسب، یک محلول توقف به هر چاهک اضافه می شود تا واکنش آنزیمی متوقف شود. این از توسعه بیشتر رنگ جلوگیری می کند.
  • اندازه گیری جذب: جذب (چگالی نوری) محلول رنگی در هر چاهک در طول موج خاصی با استفاده از میکروپلیت خوان اندازه گیری می شود.
  • منحنی کالیبراسیون: استانداردهای کالیبراسیون غلظت های شناخته شده برای ایجاد منحنی کالیبراسیون استفاده می شود. مقادیر جذب استانداردها در برابر غلظت های شناخته شده آنها رسم شده است.
  • کمی سازی: مقدار جذب نمونه بیمار با منحنی کالیبراسیون برای تعیین غلظت والپروات سدیم در نمونه مقایسه می شود.

الایزا روشی خاص و دقیق برای اندازه گیری والپروات است. این یک تکنیک به طور گسترده در آزمایشگاه های بالینی استفاده می شود و مزایای حساسیت بالا و نتایج نسبتاً سریع را ارائه می دهد. کنترل کیفیت مناسب و روش های اعتبارسنجی برای اطمینان از قابلیت اطمینان نتایج ELISA ضروری است.

چه چیزی در آزمایش والپروات سدیم (Valproate Na) مورد بررسی قرار می گیرد؟

والپروات سدیم که معمولاً با نام Valproate Na شناخته می‌شود، دارویی با طیف وسیعی از کاربردهای پزشکی، عمدتاً در زمینه‌های مغز و اعصاب و روانپزشکی است. این یک داروی همه کاره است که برای مدیریت شرایطی مانند صرع، اختلال دوقطبی و سردردهای میگرنی استفاده می شود.

والپروات سدیم (Valproate Na) والپروات پس از مصرف خوراکی به سرعت و به طور کامل جذب می شود. حداکثر غلظت پلاسمایی معمولاً در عرض دو ساعت پس از مصرف داروهای مایع و 3 تا 4 ساعت پس از مصرف قرص دیوالپروکس سدیم که حاوی والپروات سدیم و اسید والپروئیک است، رخ می دهد. غذا جذب را به تاخیر می اندازد اما بر فراهمی زیستی تاثیر نمی گذارد.

کاربردهای پزشکی والپروات سدیم:

مدیریت صرع:
– والپروات سدیم بیشتر به عنوان یک داروی ضد صرع تجویز می شود. در کنترل انواع تشنج از جمله تشنج غیبت، تشنج میوکلونیک و تشنج جزئی پیچیده موثر است.
– با افزایش سطح اسید گاما آمینوبوتیریک (GABA)، یک انتقال دهنده عصبی مهارکننده در مغز، که به تنظیم فعالیت عصبی و کاهش احتمال تشنج کمک می کند، عمل می کند.

درمان اختلال دوقطبی:
– والپروات سدیم در مدیریت اختلال دوقطبی استفاده می شود. این به تثبیت خلق و خو و مدیریت دوره های شیدایی مرتبط با این بیماری کمک می کند.
– با تعدیل فعالیت انتقال دهنده های عصبی در مغز، می تواند شدت و دفعات دوره های شیدایی و افسردگی را کاهش دهد و به افراد مبتلا به اختلال دوقطبی اجازه می دهد تا حالت عاطفی متعادل تری داشته باشند.

پیشگیری از میگرن:
– در برخی موارد برای کاهش دفعات و شدت سردردهای میگرنی والپروات سدیم تجویز می شود. این امر به ویژه زمانی مورد توجه قرار می گیرد که سایر درمان های میگرن بی اثر بوده یا به خوبی تحمل نمی شوند.
– مکانیسم های دقیق اثر آن در پیشگیری از میگرن به طور کامل شناخته نشده است، اما ممکن است تأثیر آن بر انتقال دهنده های عصبی و جریان خون مغزی باشد.

سایر موارد:
– والپروات سدیم ممکن است در سایر شرایط پزشکی دیگر مانند سندرم های درد نوروپاتیک خاص، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و برخی اختلالات رفتاری در کودکان کاربردهای غیرمعمول داشته باشد. اما استفاده از آن در این شرایط متفاوت است و منوط به صلاحدید پزشک تجویز کننده است.

مکانیسم اثر والپروات سدیم:

مکانیسم اثر والپروات سدیم (Valproate Na) پیچیده است و به طور کامل شناخته نشده است، اما اعتقاد بر این است که اثرات دارویی متعددی در مغز دارد. والپروات سدیم به عنوان یک داروی ضد صرع و تثبیت کننده خلق و خو استفاده می شود و اثربخشی آن در این شرایط به چندین مکانیسم کلیدی مربوط می شود:

  • تقویت فعالیت GABA: والپروات سدیم غلظت گاما آمینوبوتیریک اسید (GABA) را که یک انتقال دهنده عصبی مهارکننده در مغز است، افزایش می دهد. نقش اصلی GABA مهار یا کاهش تحریک پذیری عصبی است. والپروات سدیم با افزایش فعالیت GABA به آرام کردن مناطق بیش فعال مغز و کاهش احتمال تشنج کمک می کند.
  • تعدیل کانال سدیم: والپروات سدیم به عنوان تأثیر بر کانال های سدیم دارای ولتاژ در نورون ها شناخته شده است. این کانال ها نقش مهمی در تولید پتانسیل های عمل و انتقال سیگنال های الکتریکی در مغز دارند. والپروات سدیم ممکن است شلیک بیش از حد نورون ها را کاهش دهد و تشنج را کاهش دهد.
  • تعدیل کانال کلسیم: این دارو همچنین می تواند کانال های کلسیم را در نورون ها تعدیل کند. کلسیم یکی دیگر از یون های ضروری برای انتقال عصبی و تحریک پذیری نورون است. با تنظیم کانال های کلسیم، والپروات سدیم ممکن است بیشتر به تثبیت فعالیت عصبی کمک کند.
  • اثرات انتقال دهنده عصبی: والپروات سدیم می تواند بر آزادسازی و بازجذب انتقال دهنده های عصبی مختلف از جمله دوپامین، نوراپی نفرین و سروتونین تأثیر بگذارد. این انتقال دهنده های عصبی در تنظیم خلق و خوی نقش دارند. والپروات سدیم با تأثیر بر سطح و فعالیت آنها به تثبیت خلق و خوی کمک می کند و در درمان اختلال دوقطبی مؤثر است.
  • محافظت عصبی: والپروات سدیم دارای خواص محافظت کننده عصبی است، به این معنی که ممکن است به محافظت از سلول های مغز در برابر آسیب و انحطاط کمک کند. این امر به ویژه در صرع مرتبط است، جایی که شلیک بیش از حد عصبی می تواند منجر به آسیب عصبی شود.
  • اثرات اپی ژنتیک: تحقیقات اخیر نشان می دهد که والپروات سدیم ممکن است اثرات اپی ژنتیکی بر بیان ژن داشته باشد. این می تواند ساختار کروماتین را تغییر دهد و رونویسی ژن را تحت تاثیر قرار دهد و به طور بالقوه بیان ژن های مرتبط با صرع و تنظیم خلق را تغییر دهد.

مکانیسم اثر والپروات سدیمتوجه به این نکته مهم است که در حالی که مکانیسم های اثر والپروات سدیم تا حدودی شناخته شده است، اما به طور کامل مشخص نشده است. پیچیدگی این مکانیسم ها و تنوع پاسخ های فردی به دارو، ارائه توضیح کامل و دقیق از نحوه عملکرد آن را چالش برانگیز می کند.

عوارض جانبی والپروات سدیم:

حفظ غلظت دارو در یک محدوده درمانی بسیار مهم است تا اطمینان حاصل شود که به طور موثر شرایط پزشکی را مدیریت می کند و در عین حال خطر سمیت را به حداقل می رساند. در اینجا یک مرور کلی از محدوده درمانی و سمیت بالقوه والپروات سدیم آورده شده است:

محدوده درمانی به محدوده غلظت دارو در جریان خون اشاره دارد که برای درمان یک وضعیت پزشکی خاص موثر و بی خطر در نظر گرفته می شود. برای والپروات سدیم، محدوده درمانی بسته به شرایط خاص تحت درمان متفاوت است.

  • صرع: برای مدیریت صرع، محدوده درمانی معمول غلظت کل والپروات در خون تقریباً 50 تا 100 میکروگرم در میلی لیتر (µg/mL) است. با این حال، پاسخ های فردی ممکن است متفاوت باشد، و ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی ممکن است دوز را بر اساس نیازهای بیمار و پاسخ بالینی تنظیم کنند.
  • اختلال دوقطبی: دامنه درمانی اختلال دوقطبی اغلب کمتر از صرع است. ممکن است در محدوده 50 تا 80 میکروگرم در میلی لیتر قرار گیرد، اگرچه این نیز می تواند بر اساس عوامل فردی متفاوت باشد.

فراتر از محدوده درمانی می تواند منجر به سمیت والپروات شود که می تواند منجر به طیف وسیعی از عوارض جانبی شود، از جمله:

  • علائم عصبی:
    – خواب آلودگی و آرام بخش
    – سردرگمی و اختلال شناختی
    – سردرد و سرگیجه
    – لرزش یا حرکات غیر ارادی
  • علائم گوارشی:
    – تهوع و استفراغ
    – درد شکم
    – از دست دادن اشتها
  • سمیت کبدی:
    – یکی از مهم ترین خطرات مرتبط با والپروات مسمومیت کبدی است. استفاده طولانی مدت یا دوزهای بالا می تواند منجر به آسیب کبدی شود.
    – علائم سمیت کبدی ممکن است شامل یرقان (زردی پوست و چشم ها)، درد شکم و تغییرات در تست های عملکرد کبد باشد.
  • اختلالات خونی:
    – والپروات می تواند بر تولید سلول های خونی تأثیر بگذارد و منجر به کاهش تعداد پلاکت ها (ترومبوسیتوپنی) و تغییر تعداد گلبول های سفید خون (لکوپنی) شود.
  • پانکراتیت:
    – مصرف والپروات با پانکراتیت همراه است که می تواند منجر به درد شدید شکم، تهوع و استفراغ شود.
  • تراتوژنیسیته:
    – سدیم والپروات به عنوان تراتوژن شناخته شده است، به این معنی که اگر در دوران بارداری مصرف شود، می تواند باعث نقص مادرزادی شود. این امر به ویژه در سه ماهه اول که جنین در حال رشد آسیب پذیرتر است بسیار نگران کننده است.

سدیم والپرواتوالپروات تقریباً منحصراً توسط متابولیسم کبدی دفع می شود. سرنوشت متابولیک پیچیده است. انواع فرآیندهای کونژوگاسیون و اکسیداتیو، از جمله ورود به مسیرها (به عنوان مثال، اکسیداسیون بتا) که معمولاً برای اسیدهای چرب درون زا ذخیره می شوند، درگیر هستند. با افزایش دوز، اکسیداسیون بتا میتوکندری اشباع شده و افزایش گلوکورونیداسیون رخ می دهد.

عوارض جانبی والپروات سدیمنیمه عمر والپروات در بزرگسالان 12 تا 16 ساعت است. در بیماران صرعی که پلی تراپی دریافت می کنند، نیمه عمر تقریباً نه ساعت است، اگرچه پنج ساعت نیز گزارش شده است. نیمه عمر کودکان در سن مدرسه و نوجوانان جوان به خوبی در محدوده مقادیر در بزرگسالان قرار دارد. نیمه عمر حذف در نوزادان طولانی تر و به طور کلی در اواسط و اواخر شیرخوارگی کوتاه تر است. اگرچه کلیرانس کبدی کاهش می یابد، نیمه عمر در بیماران سالمند تقریباً 15 ساعت است. این به کسر آزاد بزرگتر مشاهده شده در این گروه سنی، به ویژه در افراد مبتلا به هیپوآلبومینمی نسبت داده شده است.

برای ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی مهم است که بیماران دریافت کننده والپروات سدیم را به دقت تحت نظر داشته باشند و دوز را در صورت لزوم تنظیم کنند تا آن را در محدوده درمانی نگه دارند. آزمایشات معمول خون ممکن است برای بررسی غلظت دارو در خون و همچنین ارزیابی عملکرد کبد و سلول های خونی انجام شود. به بیماران توصیه می شود هر گونه علائم یا عوارض جانبی را فوراً به ارائه دهنده مراقبت های بهداشتی خود گزارش دهند.

محدوده مرجع برای آزمایش والپروات سدیم (Valproate Na):

      • Therapeutic: 50 (trough)-125 (peak) mcg/mL
      • Critical value: > or =151 mcg/mL

توجه: واحد تست و محدوده نرمال تست وابسته به روش و کیت انجام دهنده تست می باشد و از آزمایشگاهی به آزمایشگاه دیگر ممکن است متغیر باشد.

تداخلات دارویی والپروات سدیم (Valproate Na):

والپروات سدیم (Valproate Na) می تواند با داروهای مختلف دیگر تداخل داشته باشد که ممکن است بر اثربخشی آنها تأثیر بگذارد یا منجر به افزایش خطر عوارض جانبی شود. هنگام مصرف سدیم والپروات، آگاهی از تداخلات دارویی احتمالی ضروری است. در اینجا برخی از تداخلات دارویی رایج وجود دارد که باید در نظر بگیرید:

  • کاربامازپین: کاربامازپین یکی دیگر از داروهای ضد صرع است. هنگامی که با والپروات سدیم مصرف شود، می تواند بر متابولیسم هر دو دارو تأثیر بگذارد و به طور بالقوه منجر به تغییرات در سطح خون آنها شود. هنگامی که این دو دارو با هم استفاده می شوند، نظارت دقیق ضروری است.
  • فنی توئین: فنی توئین، یکی دیگر از داروهای ضد صرع، می تواند سطح والپروات سدیم خون را کاهش دهد. ترکیب این داروها ممکن است به تنظیم دوز برای حفظ سطوح درمانی هر دو دارو نیاز داشته باشد.
  • لاموتریژین: لاموتریژین که اغلب برای صرع و اختلال دوقطبی استفاده می شود، می تواند تحت تاثیر سدیم والپروات قرار گیرد. خطر بثورات پوستی ممکن است با ترکیب این داروها افزایش یابد. تنظیم دوز و نظارت دقیق ممکن است لازم باشد.
  • توپیرامات: توپیرامات یک داروی ضد صرع است که می تواند غلظت والپروات سدیم را در خون کاهش دهد. در صورت استفاده همزمان از این داروها ممکن است نیاز به تنظیم دوز باشد.
  • مهارکننده های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRIs): برخی از داروهای ضد افسردگی مانند فلوکستین، پاروکستین و سرترالین SSRI هستند. والپروات سدیم می تواند بر سطوح خونی برخی از SSRI ها تأثیر بگذارد و این ترکیب ممکن است خطر عوارض جانبی را افزایش دهد. نظارت بر علائم سندرم سروتونین (گیجی، تب، بیقراری) مهم است.
  • وارفارین: والپروات سدیم می تواند با اثرات ضد انعقادی وارفارین تداخل داشته باشد و به طور بالقوه منجر به تغییر در لخته شدن خون شود. بیمارانی که هر دو دارو مصرف می کنند باید به دقت تحت نظر باشند و دوز وارفارین ممکن است نیاز به تنظیم داشته باشد.
  • داروهای ضد روان پریشی: برخی از داروهای ضد روان پریشی مانند هالوپریدول و ریسپریدون می توانند با سدیم والپروات تداخل داشته باشند و به طور بالقوه بر سطح خون تأثیر بگذارند و منجر به افزایش عوارض جانبی شوند. هنگام ترکیب این داروها نظارت دقیق لازم است.
  • سایمتیدین: سایمتیدین، یک داروی بدون نسخه که برای کاهش اسید معده استفاده می شود، می تواند سطح والپروات سدیم خون را افزایش دهد. این می تواند منجر به افزایش خطر عوارض جانبی شود.
  • اریترومایسین و سایر آنتی بیوتیک های ماکرولید: آنتی بیوتیک های ماکرولید می توانند متابولیسم والپروات سدیم را تحت تاثیر قرار دهند و به طور بالقوه منجر به تغییرات در سطوح خونی آن شوند. ممکن است نیاز به تنظیم دوز باشد.
  • مروپنم: مروپنم، یک آنتی بیوتیک، می تواند سطح والپروات سدیم خون را کاهش دهد. هنگامی که این داروها با هم استفاده می شوند، تنظیم دوز و نظارت لازم است.
  • پریمیدون: پریمیدون یکی دیگر از داروهای ضد صرع است که می تواند با سدیم والپروات تداخل داشته باشد و به طور بالقوه بر متابولیسم هر دو دارو تأثیر بگذارد. نظارت دقیق مورد نیاز است.

تداخلات والپروات سدیم (Valproate Na) در تست های مختلف:

والپروات سدیم (Valproate Na) می‌تواند با تست های آزمایشگاهی خاصی تداخل داشته باشد و به طور بالقوه منجر به نتایج نادرست شود. ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی باید هنگام تفسیر نتایج آزمایش از این تعاملات بالقوه آگاه باشند. در اینجا چند آزمایش آزمایشگاهی وجود دارد که سدیم والپروات ممکن است با آنها تداخل داشته باشد:

  • تست های عملکرد کبد: والپروات سدیم می تواند آنزیم های کبدی را تحت تاثیر قرار دهد و ممکن است منجر به افزایش سطح آنزیم های کبدی مانند آلانین آمینوترانسفراز (ALT) و آسپارتات آمینوترانسفراز (AST) شود. این می تواند ظاهر آسیب کبدی را در تست های آزمایشگاهی نشان دهد.
  • تست آنزیم پانکراس: والپروات با پانکراتیت مرتبط است که می تواند منجر به افزایش سطح آنزیم های پانکراس مانند آمیلاز و لیپاز در آزمایش خون شود.
  • تعداد سلول های خونی: والپروات سدیم می تواند بر تولید سلول های خونی تأثیر بگذارد و ممکن است منجر به تغییر در تعداد گلبول های سفید (لکوسیت)، تعداد پلاکت ها و پارامترهای گلبول های قرمز خون شود. نظارت بر شمارش کامل خون (CBC) می تواند به تشخیص این تغییرات کمک کند.
  • تست های انعقادی: والپروات ممکن است سطوح فاکتورهای انعقادی خون را تحت تأثیر قرار دهد و به طور بالقوه آزمایش های انعقادی مانند زمان پروترومبین (PT) و زمان ترومبوپلاستین جزئی فعال (aPTT) را تغییر دهد.
  • تست های عملکرد تیروئید: والپروات سدیم می تواند منجر به تغییراتی در تست های عملکرد تیروئید، به ویژه با افزایش سطح هورمون محرک تیروئید (TSH) شود. این می تواند ظاهر کم کاری تیروئید را ایجاد کند.
  • سطوح آمونیاک سرم: والپروات گاهی اوقات می تواند باعث افزایش سطح آمونیاک سرم، به ویژه در کودکان شود. افزایش سطح آمونیاک ممکن است با تغییرات در وضعیت روانی و علائم آنسفالوپاتی مرتبط باشد.

سوالات متداول

زمان نمونه گیری برای بررسی سطح والپروات سدیم چه زمانی است؟

زمان نمونه برداری برای بررسی سطوح والپروات سدیم برای به دست آوردن نتایج دقیق و معنی دار بسیار مهم است. هدف اندازه گیری غلظت دارو در خون زمانی است که در پایین ترین نقطه خود قرار دارد، درست قبل از مصرف دوز بعدی. این سطح پایین، یا سطح قبل از دوز، دقیق ترین نمایش را از میزان باقی مانده دارو در بدن ارائه می دهد.

در اینجا چند دستورالعمل کلی برای زمان نمونه گیری وجود دارد:

  • برای فرمولاسیون های رهش فوری: برای فرمولاسیون های والپروات سدیم رهش فوری، زمان نمونه برداری ایده آل معمولاً 12 ساعت پس از آخرین دوز است. این بدان معناست که اگر داروی خود را دو بار در روز مصرف می‌کنید، در حالت ایده‌آل، درست قبل از دوز برنامه‌ریزی‌شده بعدی، نمونه خون گرفته می‌شود.
  • برای فرمولاسیون با انتشار طولانی: اگر از فرمول انتشار طولانی مدت استفاده می کنید، زمان ممکن است متفاوت باشد. ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی ممکن است نمونه گیری خون را با توجه به فارماکوکینتیک محصول خاص توصیه کنند. برای برخی از اشکال با رهش طولانی مدت، سطح 24 ساعته پس از دوز ممکن است مناسب باشد.

زمان نمونه گیری برای بررسی سطح والپروات سدیم چه زمانی است؟به خاطر داشته باشید که اینها دستورالعمل های کلی هستند و توصیه های خاص ممکن است بر اساس عوامل فردی، مانند برنامه دوز و فرمول خاصی از والپروات سدیم که مصرف می کنید، متفاوت باشد. همیشه با پزشک خود مشورت کنید تا زمان دقیق و فرکانس پایش سطح والپروات سدیم را بر اساس شرایط منحصر به فرد خود تعیین کنید.

چه عواملی می تواند بر صحت نتایج آزمایشات تشخیصی والپروات سدیم تأثیر بگذارد؟

عوامل متعددی می توانند بر دقت نتایج تست تشخیصی والپروات سدیم تأثیر بگذارند، از جمله:

  • زمان آزمایش: زمان جمع آوری نمونه خون در رابطه با آخرین دوز والپروات سدیم حیاتی است. برای نتایج دقیق، آزمایش ها باید درست قبل از دوز برنامه ریزی شده بعدی (سطوح پایین) انجام شود.
  • تناسب : عدم رعایت رژیم دارویی تجویز شده می تواند منجر به نتایج نادرست شود، زیرا سطوح ممکن است منعکس کننده دوز واقعی نباشد.
  • تداخلات دارویی: مصرف همزمان سایر داروهایی که بر متابولیسم والپروات سدیم تأثیر می گذارند، مانند داروهای ضد صرع القا کننده آنزیم، می تواند نتایج را تغییر دهد.
  • تغییر پذیری فردی: تغییرات در متابولیسم دارو و کلیرانس بین افراد می تواند بر نتایج تأثیر بگذارد. عوامل ژنتیکی نیز ممکن است نقش داشته باشند.
  • وضعیت بیماری: برخی شرایط پزشکی مانند بیماری کبد، اختلال عملکرد کلیه و اختلالات متابولیک می توانند بر متابولیسم و پاکسازی والپروات سدیم تأثیر بگذارند.
  • روش های آزمایشگاهی: تفاوت در روش های آزمایشگاهی مورد استفاده برای آزمایش می تواند بر صحت نتایج تأثیر بگذارد.

پتانسیل تراتوژنیک والپروات سدیم به خصوص در دوران بارداری چیست؟

والپروات سدیم در دوران بارداری، به ویژه در سه ماهه اول، پتانسیل تراتوژنیک ثابتی دارد. استفاده از والپروات سدیم در دوران بارداری با افزایش خطر ناهنجاری های مادرزادی، از جمله نقص لوله عصبی و تاخیر در رشد در کودکان مرتبط است.

خطرات تراتوژنیسیته قابل توجه است و ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی به طور کلی توصیه می کنند تا حد امکان از والپروات سدیم در دوران بارداری اجتناب کنید. در مواردی که استفاده از آن به دلیل شدت بیماری زمینه‌ای ضروری تشخیص داده می‌شود، فواید و خطرات آن باید به دقت ارزیابی شود و از کمترین دوز مؤثر استفاده شود.

اثرات والپروات سدیم در دوران بارداریاثرات بالقوه طولانی مدت استفاده از والپروات سدیم چیست؟

اثرات طولانی مدت استفاده از والپروات سدیم می تواند بسته به شرایط پزشکی خاص تحت درمان، پاسخ فرد به دارو و سایر عوامل متفاوت باشد. والپروات سدیم می تواند با عوارض جانبی مختلفی همراه باشد و این عوارض ممکن است در دراز مدت باقی بمانند. عوارض جانبی رایج می تواند شامل افزایش وزن، لرزش، سرگیجه، ریزش مو و مشکلات گوارشی باشد. این عوارض جانبی می تواند بر کیفیت زندگی بیمار تأثیر بگذارد و نیاز به نظارت و مدیریت دارد.

استفاده طولانی مدت از والپروات سدیم ممکن است خطری برای سلامت کبد ایجاد کند. برخی از افراد ممکن است افزایش آنزیم های کبدی یا در موارد شدید سمیت کبدی را تجربه کنند. آزمایش‌های معمول عملکرد کبد معمولاً برای نظارت بر این اثرات بالقوه توصیه می‌شود.

برخی از مطالعات نشان داده اند که استفاده طولانی مدت از والپروات سدیم ممکن است بر سلامت استخوان ها تأثیر بگذارد. این می تواند منجر به نگرانی در مورد پوکی استخوان و شکستگی، به ویژه در افراد مسن شود. ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی ممکن است نظارت بر سلامت استخوان و در نظر گرفتن مکمل یا سایر مداخلات را در صورت نیاز توصیه کنند.

در صورت مصرف سدیم والپروات در دوران بارداری، به ویژه در سه ماهه اول بارداری، خطر اثرات تراتوژنیک بر روی جنین در حال رشد وجود دارد. این اثرات می‌تواند پیامدهای بلندمدتی بر رشد عصبی کودک داشته باشد و منجر به تاخیر در رشد، ناتوانی‌های ذهنی و سایر چالش‌ها شود.

برخی از افراد ممکن است تغییراتی را در عملکرد شناختی یا حافظه در نتیجه مصرف طولانی مدت والپروات سدیم تجربه کنند. این اثرات می تواند در بین بیماران متفاوت باشد و ممکن است بر فعالیت های روزانه تأثیر بگذارد.

والپروات سدیم می تواند منجر به تغییر در تست های عملکرد تیروئید، به ویژه با افزایش سطح هورمون محرک تیروئید (TSH) شود. استفاده طولانی مدت ممکن است نیاز به نظارت بر عملکرد تیروئید و مکمل های بالقوه هورمون تیروئید داشته باشد.

استفاده طولانی مدت از والپروات سدیم ممکن است با اثرات متابولیکی مانند افزایش وزن و ایجاد سندرم متابولیک همراه باشد. نظارت و مدیریت منظم این اثرات ممکن است مورد نیاز باشد.

والپروات سدیم می تواند بر علائم روانپزشکی تأثیر بگذارد و برخی از بیماران ممکن است تغییرات خلقی یا تحریک پذیری را به عنوان یک اثر طولانی مدت تجربه کنند. نظارت بر سلامت روان و درمیان گذاشتن هرگونه نگرانی با ارائه‌دهنده مراقبت‌های بهداشتی مهم است.

آیا مصرف سدیم والپروات منع مصرف دارد؟

والپروات سدیم لزوماً در همه موارد منع مصرف ندارد، اما شرایط و شرایط پزشکی خاصی وجود دارد که ممکن است استفاده از آن منع مصرف داشته باشد. منع مصرف شرایط یا عاملی است که استفاده از یک دارو یا درمان خاص را غیرقابل توصیه یا بالقوه خطرناک می کند. در اینجا مواردی وجود دارد که در آنها سدیم والپروات ممکن است منع مصرف داشته باشد:

حساسیت یا آلرژی شناخته شده: اگر بیمار حساسیت یا آلرژی شناخته شده ای به والپروات سدیم یا هر یک از اجزای آن داشته باشد، استفاده از آن منع مصرف دارد. واکنش های آلرژیک می تواند از بثورات خفیف تا شرایط شدید و تهدید کننده زندگی متغیر باشد و در چنین مواردی نباید از دارو استفاده کرد.

بیماری شدید کبد یا اختلال در عملکرد کبد: در افراد مبتلا به بیماری شدید کبدی یا اختلال قابل توجه در عملکرد کبد، مصرف والپروات سدیم ممکن است منع مصرف داشته باشد. این به این دلیل است که والپروات سدیم در کبد متابولیزه می شود و اختلال عملکرد کبد می تواند بر متابولیسم آن تأثیر بگذارد و خطر سمیت کبدی را افزایش دهد.

شرایط پزشکی خاص: ممکن است شرایط پزشکی خاص یا بیماری های همراه وجود داشته باشد که در آنها والپروات سدیم منع مصرف دارد. این شرایط می تواند شامل موارد زیر باشد:

– اختلالات چرخه اوره
– پورفیریا
– اختلالات میتوکندری
– پانکراتیت

وجود این شرایط ممکن است به گزینه های درمانی جایگزین نیاز داشته باشد.

بارداری: والپروات سدیم در بارداری به خصوص در سه ماهه اول به دلیل خطر قابل توجه تراتوژنیسیتی منع مصرف دارد. استفاده از والپروات سدیم در دوران بارداری با افزایش خطر ناهنجاری های مادرزادی از جمله نقص لوله عصبی همراه است.

عوامل فردی: موارد منع مصرف نیز می تواند تحت تأثیر عوامل فردی و وضعیت کلی سلامت بیمار قرار گیرد. به عنوان مثال، آزمایش‌های خاص عملکرد کبدی بیمار یا سایر سابقه پزشکی ممکن است تعیین کند که آیا والپروات سدیم منع مصرف دارد یا خیر.

والپروات سدیم چگونه در بدن متابولیزه می شود؟

والپروات سدیم عمدتاً در کبد متابولیزه می شود. مسیرهای متابولیک خاص پیچیده هستند و شامل آنزیم های مختلفی از جمله گلوکورونیداسیون و بتا اکسیداسیون می شوند.

  • گلوکورونیداسیون: بخش قابل توجهی از والپروات سدیم از طریق گلوکورونیداسیون متابولیزه می شود، فرآیندی که در آن دارو با اسید گلوکورونیک کونژوگه شده و والپروات گلوکورونید را تشکیل می دهد که سپس از طریق ادرار دفع می شود.
  • بتا اکسیداسیون: بخش کوچکتری از والپروات سدیم از طریق بتا اکسیداسیون متابولیزه می شود، فرآیندی که دارو را به متابولیت های مختلف تجزیه می کند که از طریق ادرار نیز دفع می شوند.

والپروات سدیم چگونه در بدن متابولیزه می شود؟متابولیسم والپروات سدیم می تواند تحت تأثیر عواملی مانند سن، مصرف همزمان سایر داروها و عملکرد کبد قرار گیرد. ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی ممکن است این عوامل را هنگام تعیین دوز مناسب و نظارت بر اثربخشی دارو در نظر بگیرند.

آیا والپروات سدیم پتانسیل سوء استفاده یا اعتیاد دارد؟

والپروات سدیم معمولاً با سوء مصرف یا پتانسیل اعتیاد مرتبط نیست. خاصیت روانگردانی که منجر به وابستگی یا استفاده تفریحی شود ندارد. در عوض، از آن به عنوان استفاده می شود.

والپروات سدیم چگونه با الکل و سایر داروهای مضعف سیستم عصبی مرکزی تداخل دارد؟

والپروات سدیم باید با احتیاط همراه با الکل و سایر داروهای مضعف سیستم عصبی مرکزی (CNS) از جمله آرام بخش ها، آرام بخش ها و داروهای ضد روان پریشی خاص استفاده شود. تعامل با این مواد می تواند منجر به افزایش افسردگی CNS شود که به طور بالقوه منجر به موارد زیر می شود:

– افزایش خواب آلودگی و آرام بخش
– اختلال در مهارت های شناختی و حرکتی
– خطر بیشتر تصادف یا سقوط

معمولاً به بیماران توصیه می شود که مصرف الکل را محدود کنند و در حین مصرف سدیم والپروات از داروهای مضعف CNS با احتیاط استفاده کنند. مهم است که ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی را در مورد تمام مواد مصرفی، از جمله الکل و سایر داروها، آگاه کنید.

آیا می توان از والپروات سدیم در دوران بارداری استفاده کرد و اگر چنین است در چه شرایطی می توان استفاده کرد؟

والپروات سدیم را می توان در دوران بارداری استفاده کرد، اما مصرف آن در دوران بارداری خطرات قابل توجهی دارد. به طور کلی توصیه می شود که افراد باردار به دلیل نگرانی های زیر، از کمترین دوز موثر استفاده کنند یا در صورت امکان داروهای جایگزین را بررسی کنند.

در سایت Kids Health در مورد والپروات سدیم (Valproate Na) بیشتر بخوانید:

اسید والپروئیک (val-PRO-ik) یک داروی ضد تشنج است که پزشکان اغلب برای جلوگیری از تشنج تجویز می کنند. همچنین برای درمان اختلال دوقطبی و کمک به پیشگیری از سردردهای میگرنی استفاده می شود.

مطالب مرتبط در متااورگانون:

آزمایش سیکلوسپورین (CsA) | Cyclosporine

آزمایش سیکلوسپورین (CsA) | Cyclosporine

آزمایش پاسخ به کلوپیدوگرل (Plavix) بر اساس ژنوتیپ CYP2C19 | آزمایش فارماکوژنتیک کلوپیدوگرل (Clopidogrel) | CYP2C19 Genotype

آزمایش پاسخ به کلوپیدوگرل (Plavix) بر اساس ژنوتیپ CYP2C19 | آزمایش فارماکوژنتیک کلوپیدوگرل (Clopidogrel) | CYP2C19 Genotype

آزمایش کاربامازپین | Carbamazepine

آزمایش کاربامازپین | Carbamazepine

آزمایش نظارت بر داروهای درمانی (TDM) | Therapeutic Drug Monitoring

آزمایش نظارت بر داروهای درمانی (TDM) | Therapeutic Drug Monitoring

آزمایش دیگوکسین (Digoxin) | سطح سرمی دیگوکسین

آزمایش دیگوکسین (Digoxin) | سطح سرمی دیگوکسین

آزمایش استامینوفن (Acetaminophen) | پاراستامول (Paracetamol)

آزمایش استامینوفن (Acetaminophen) | پاراستامول (Paracetamol)

آزمایش آنتی بیوتیک های آمینوگلیکوزیدی

آزمایش آنتی بیوتیک های آمینوگلیکوزیدی

 

مورد تایید و بازبینی شده توسط:

دکتر فرزاد باباخانی

این مقاله را به دوستان خود معرفی کنید

منابع مقاله

 

Cotariu D, Zaidman JL: Valproic acid and the liver. Clin Chem. 1988 May;34(5):890-897

Langman LJ, Bechtel LK, Meier BM, Holstege C: Clinical toxicology. In: Rifai N, Horvath AR, Wittwer CT, eds. Tietz Textbook of Clinical Chemistry and Molecular Diagnostics. 6th ed. Elsevier; 2018:832-887

Milone MC, Shaw LM: Therapeutic Drug Monitoring. In: Rifai N, Horvath AR, Wittwer CT, eds. Tietz Fundamentals of Clinical Chemistry and Molecular Diagnostics. 8th ed. Saunders; 2019:549

Patsalos PN, Zugman M, Lake C, James A, Ratnaraj N, Sander JW. Serum protein binding of 25 antiepileptic drugs in a routine clinical setting: a comparison of free non-protein-bound concentrations. Epilepsia. 2017 Jul;58(7):1234-1243. doi: 10.1111/epi.13802